تبليغاتX
آدرنالین

آدرنالین

کنکاش های فسفری

لنگه در

(اردبیل-بقعه شیخ صفی-درب ورودی به مطبخ تازه مکشوفه-هجده اردیبهشت سنه هزار و سیصد و هشتاد و هشت)

 

یکی زان هزاران که ممکن است سر پل صراط موی دماغ ما شود همین است

همین لنگه در

 لنگه دری که بواسطه زبانه در ، با جفتش در حال عشق بازی بود و من

من خودخواهانه به خاطر ارضای حس کنجکاوی که چرا نباید پشت این در سرک کشید

بازش کردم ...یا نه...جداشان کردم

...

و اما نمایشگاه :

بچه های شنگول و منگول دوچرخه

هر کدوم به تنهایی اندازه بمب خاطره انگیزناکه هیروشیما-ناکازاکی انرژی داشتن

مدتها بود همچین جمع ها و دوستی هایی رو ندیده بودم

و من حسووووووود می شوم

آقای تربن که سبیلهایش من را یاد ایام جاهلیتم می انداخت را دیدم

آقای اعتمادی را هم که با دنیایی ذوق و شوق با دوربین طفلکی اش منتظر شکار لحظه ها بود دوست داشتم

امیر کنکوری ، فریبای صورتی، مجتبی خان فتوگرافر ،حدیث ، نوشین ، مائده آتیش پاره ، مریم سیاسی و همه و همه شکل یک خنده بزرگ شده بودند که توی هیچ کادری جا نمیشد.

 

نبود تو هم شده بود جای خالی یک دندون شیری توی این لبخند. 

 

پ.ن : عکس فوق فاقد هرگونه قرابت معنایی با مطالب فوق تر بوده ، چراکه در کادر جا می شه.

پ.ن ۲ : همینجا لازم دانسته پدیده وندالیسم که نمونه ای از آن بر روی لنگه در محترم قابل مشاهده است را نکوهیده و از تمامی عزیزانی که آرزوی جاودانه شدن دارند تمنا نموده به جای یادگاری نوشتن روی آثار و ابنیه تاریخی از صندلی های مترو ، اتوبوس ، سینما ، پارک  و غیره استفاده نمایند.

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sun 25 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

وقتی که من دایی میشم دنیا برام رنگه دیگه ست

این که کم کاری بابام بود  یا خواست خدا  اصلا مهم نیست.

من خواهر و خواهر زاده خودم رو دارم و دوستشون دارم.

 

**** **** **** **** ****

 

تو رو تخت خودت خوابیدی و راحتی

غذات یه خوابی داره و ساعتی

مدرسه میری و شانست واسه زندگی

نمیشه ردش کنی دایی سخت نگیر

تو یه بابا  داری که مثله شیر پشته سرته

مامانی که قلبش با قلب تو می تپه

حالا بزگتر می شی و می بینی که زندگی

چطور آدمو خم می کنه ، دایی سخت نگیر

دایی قدر چیزایی رو که داری داشته باش

زندگی مثه رنگه و قلم و تو نقاش

هر جور رنگش کنی همون جور می مونه

نشی جغد شومی تو بومت بخونه

به هر دستی که دست دادی دستتو بپا

دایی بترس از گرگهای آدم نما

تن لختتو بده به کسی که روح لختشو

هدیه می ده بهتو پاش میفته

دایی بپا بکارت روحت خط نیفته

چون این یکی رو کسی تا حالا ندوخته

اگه نخونی و ندونی پس زود خام می شی

سر تو بالا نگه دار نشه رام شی

نگی روسری رو سرته و محدود شدی

حدود رو تو تعیین می کنی زندگی یعنی این

نشه اخم کنی به اون دختر بچه ای که

گلی داره تو دستش و می خواد بهت

بفروشه رو برگردونی و با خودت بگی

فرق داری ،حتما آره فرق داری دایی

اون یه بچه کارگره از پایین شهر

فقر و ترس و سیاهی همراهشن

باباش معتاده دایی ببین صورتشو

اون جای سرخ سیلی سرد پدرشو

فقط نه سال داره تو مدرسه نیست و

طعم تلخ کار رو بدوش کشید و

گلی که پرپر می شه تو دست مشتری

اون گلی که با تلخی ازش می خری

واسه اون گل نیست ، یه لقمه نونه

ضامن اینکه کتک نخوره تو خونه

نپرس تقصیر کیه ،خودت یه روز می فهمی

نپرس قصه ش طولانی دایی

ولی تو قصه خودت رو بکش نقاش

بذار هر کی هرچی هست باشه ، تو خودت باش

بیا ببین دایی تو دوباره ، گلی که کاشته امروز فقط یه خاره

دایی جان قصه ام همیشه گریه داره ، دایی جان قصه ام همیشه گریه داره

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sat 17 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

آخی به جنس صدای نامجو

اولین بار ۲-۳ سال پیش وقتی داشتم به صدای نخراشیده اش با ولوم بالا گوش میدادم  بابا گفت : این چرا شیهه می کشه؟

منم گفتم حتما عرعر بلد نیست.

من عاشق همین عرعر و شیهه هاش شدم...جذب جسارتش تو خلق یه سبک جدید که از بیخ و بن متفاوته ،انعطاف بخشیدنش به ساز، لحجه صاف و بی ریای خراسانیش ، سر دلی خوندنش، موهای زاقارتش، بینیش که واسه خودش کلی دماغه و ...

محسن نامجو

آلبوم جدیدش اومد ، روحم تازه شد

آلبوم OY (آخ)

اینجا ایران است و حقوق مولفین و مصنفین یعنی بووووق...محسن جان جز این راهی نبود!

پ.ن : اول لینک ها رو گذاشتم اما الان برداشتم...حق پدر گوگل رو بیامرزه!

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Thu 15 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

روزهای با مغز خالی

مغزم به دستم گفت: بنویس

دستم پرسید : از چه؟

مغزم گفت: نمیدانم!

و دستم نوشت : نمیدانم! نمیدانم چرا این روزها این مغز انقدر خالی است؟

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Fri 9 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

Ditt leende

Her sweet smile makes me laugh

 even when i'm upset and forget lovely somethings that i have in my life

Yourself Know this better than everyone

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Tue 6 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

نه قرمز ، نه آبی ، سبزی قورمه سبزی

امروز دوباره کمثل دو فصل قبل هوای شهر نه آبی شد ، نه قرمز

امروز هوا ، هوای محسن ترکی بود..پر از کارت زرد

امروز محسن همه را کارتی کرد.

شش کارت برای شش نفر.

به گزارش واحد مرکزی خبر فرهاد مجیدی به دلیل شدت جراحات حاصله از کارت سوم بازی هفته آتی را از دست خواهد داد.

سیاوش اکبر پور و شیث رضایی تا آستانه چایی قند پهلو به هم نزدیک شده بودند و این مسئله بر شایعات شنیده شده مبنی بر ازدواج عادل فردوسی پور و خواهر زاده اکبرپور دامن زد.

در این بل بشو هواداران دو تیم با سر دادن شعارهایی که از آنها بوی قرمه سبزی سبز به مشام می رسید خواهان فوتبالی پاک و عاری از سیاست شدند.

در پی این اتفاق گفته می شود سهام شرکت کرگدن قرمز ارومیه و پوشک آبی علی آباد کتول به شدت سقوط و سهام مجموعه افق سبز سولقان رشد چند صد درصدی داشته است.

در همین کش و قوس مجددا به گزارش واحد صادق و خدمتگذار مرکزی خبر ، آقایان ابطحی و عطریانفر با اظهار ندامت مسئولیت این تساوی را بر عهده گرفته و تقاضای بخشش نمودند.

گزارشها حاکی از آن است که امام جمعه وقت تهران نیز در خطبه های امروز نماز جمعه هرگونه تساوی ، بازی ناجوان مردانه و فحش خواهر و مادری که در استادیوم به گوش برسد را از جانب ایادی استکبار و اسرائیل غاصب و امپریالیسم غرب دانسته و آنرا به شدت محکوم کرده است.

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sat 3 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

هایپر استار یا کارفور فرانسه (امارات)؟

 

سرمایه ای در حدود 60 میلیون دلار

کارتل اقتصادی سپاه و شیخ نشینان سرمایه دار اماراتی (ماجدالفطیم)

 

 

به به و چه چه بچه ها

ترافیک وحشتناک  فردوس آباد

اینا همه دلایلی بود که منم هوایی شدم گفتم برم یه سری بزنم ببینم این تحفه از آب گذشته دوست چی برای گفتن داره!!!

واقعا نوبرانه بود

و نوبر تر از اون هاراگیری (در فرهنگ سامورایی خودکشی برای حفظ غرور) همشهریان عزیز

ملت داشتن خودشونو خفه می کردن، خوب البته حقم دارن فکر میکنن این تخفیف ها مثه حراج های فصلی زمانش محدوده

از نظر وسعت و تنوع محصول واقعا بدیع بود ،اما هنوز اکثر برندهای پدر مادر دار شروع به کار نکرده بودن

شعارشم جالبه : ارزان و فراتر از آن ، انتخاب بیشتر ، خدمات بیشتر، رضایت بیشتر

البته اینم بگم که با یکی از کارمندها که صحبت کردم گفت نمایندگی لاهور پاکستان آفرهاشو اینترنتی میگیره، دقت کردین کجا رو میگم؟! لاهور پاکستان

آدرس: تهران- اتوبان شهید ستاری- فردوس غربی-خیابان بهار جنوبی-ارم شرقی

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sat 3 Oct 2009 ׀ موضوع: ׀

مداد رنگی ها

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه

مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده

بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و

کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پرنشد

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Mon 28 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

No quiero hermana ordinaria

No quiero que ustedes como una hermana ordinaria.
 
Yo no Phantom.
 
Yo me quedaré con vosotros hasta el fin، Recuerde siempre.
 
mis oídos siempre son suyas.
 
Te creo, pero no se muda.
 
پی نگاشت
 
   تولدم مبارک 
 
 
 
׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sun 27 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

بچگیها

پینوکیو (از همون جا تصمیم گرفتم دروغ نگم ولی نشد)

مدرسه موشها (خپلو دوست داشتم )   

      

لوک خوش شانس (به به به چه استخون بیاتی : با صدای بوشوگ)

چوبین (عاشقش بودم)

خانواده دکتر ارنست

پسر شجاع ( از صدای پدر پسر شجاع بدم میومد)

هاکلبری فین ( عمو تام همیشه منو یاد یکی از گداهای محلمون می انداخت)

سند باد و علی بابا (از مینا نفرت داشتم)

بلفی و لیلیبیت

حنا دختری در مزرعه (از تیزرش خوشم نمیومد)

دهکده حیوانات (میشا ، ناتاشا، ساشا)

میتی کومون (این علامت مخصوص حاکم بزرگ میتی کومونه ، احترام بگذارید...بعد همه تو خاک غلت میزدن..دستمال قدرت کایکو رو هم دوست داشتم)

دختری به نام نل

بچه های کوه آلپ (سردم میشد)

معاون کلانتر ( خیلی خیلی دوسش داشتم)

خونه مادر بزرگه ( عااااااااااشق مخمل بودم)

سرزمین کوچولوها (ممول)

زنان کوچک ( مامانشون شکل معلم دوم دبستانم بود)

آنشرلی ( باورم نمیشد مو قرمز هم وجود داره)

مسافر کوچولو

کوتلاس ( وقتی پخش شد همه کف کردن ، شخصیتهای کبریتیش محشر بودن)

اینم لینک دانلود آهنگش..Download (256 Kb

زبل خان (سیبیلاشو دوس داشتم)

آقای ووپی ( شلخته)

تنسی تاکسدو

یوگی و دوستان

خمیری ( اون قسمت که می خواست لباساشو اتو کنه هیچوقت یادم نمیره)

پت و مت ( خودم و افشین)

وروجک و استاد ادر نجار

 

الفی و اتکینز

سه کله پوک (اون قسمت که میرن المپیک آخرشهههههههه)

بیشتر از این یادم نمیاد...شما چی یادتون میاد؟

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Fri 25 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

Herregud

 

خدای من

خدای من از تمام ملودی هایی که تا به حال شنیده ام روح نواز تر است

خدای من از ابریشمی که خود خالق آن است لطیف تر ، از صدای آبشار دوست داشتنی تر و از ‌black Xsخوشبو تر است

خدای من از تمام افکارم به من نزدیکتر است

خدای من همیشه میخندد

خدای من همه لحظات را شاد آفریده

خدای من برای شنیدن من و شنیده شدنش به واسطه نیاز ندارد

خدای من نه اهورا مزدا، نه یهوه یهود ، نه الله محمد، نه پدر عیسی، نه معبود بودا است

خدای من ، فقط خدای من نیست، فقط خدای زمینیان نیست، فقط خدای کهکشان راه شیری نیست، فقط خدای کهکشانهای رصد شده نیست، چون خدای من انتخابگر نیست ، خدای من خدای همه هست

خدای من وقتی از منطقم استفاده میکنم با تمام وجودش لبخند می زند

خدای من هیچگاه مرا فراموش نمیکند

خدای من همیشه با حوصله به حرفهایم گوش میدهد

خدای من یکتاست و من به یگانه بودنش در همه چیز سوگند می خورم

خدای من نه جهنم دارد نه بهشت

خدای من لیست بدها و خوبها ندارد و تشبیه کردن بلد نیست

خدای من غضب کردن بلد نیست

تمام این بلد نبودنهایش نقص او نیست ، اینها همه بلدیهای من و اطرافیانم است که او با همان خنده شیرینش می بخشد

 خدای من را وقتی می بینی که به صورت نوزادی که هنوز بلدیها را یاد نگرفته خیره شده ای

خدای من شبها only time، Enya  را با من زمزمه میکند

خدای من دوستم دارد ، دوستت دارد، دوستش دارد

 

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Thu 24 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

خدا خوابه

سه نفر، سه مرد، از جنس مرگ

یه تن شکسته شده از جنس برگ

سه اراده ، شش ... ، سه.....

یه ترانه ، یه بهانه و یه فرصت

سه مغز، پر از آیه و خشم و شهوت

یه اتاق  ، یه کبوتر، یه حرمت

وحشت از تو چشماش فوران می زد

دستاش بسته بود فقط فریاد میزد

اوین صداشو خفه میکرد تو دیوار

درد دخول و چندش از این تکرار

زخم رعشه خنده هاشون رو تن

ترانه گریه کن چشماتو ببند

توبه کن برادر خدا خوابه

بدن مجروح و پاره شو بسوزون

روی نعش این کبوترای به خون

شب از هم بدر طرح آسمونو

فلک به زیر بکش زمین و زمونو

زمین تف کن تو صورتم اگه ساکتم

اگه واسه ترانه صد تا ترانه نگم

ترانه ، نعره بکش به حالم بخند

ترانه ، گریه کن چشماتو ببند

ترانه ، ببین چطور غرقم تو لجن

ترانه تو بیا این بار منو خط بزن

یه سر رو سنگ فرشو خواب فشنگ

یه بدن یه سرباز و اشک تفنگ

یه بسیجی عاشق رنگ سبز

یه پلیس ، یه پولس مسیح و نفع جنگ

یه آخوند رها توی قلب مرد

یه امامه به سر توی دست کشک

یه وکیل بی وکیل و درد قفس

سیلی و فحش و سلول و حبس نفس

یه بغض بلوری تو گلوی قناری

یه صدا یه گلوله یه زخم کاری

یه محمود اما از جنس ذغال

یه حقارت ، توهم ، حس کمال

یه دولت که از معده ملت قی شده

یه گله ای که سی ساله وله  ، هی شده

مثه هاله نور دور سرمیخ

کاریکاتور یه دیکتاتور بوق و بیق

یه ولی فقیه  وقیح  شنیع

یه معاویه گم تو لباس علی

ترانه ، ببین این کشتی رو تو لجن

ترانه ، اسمشو از این دفتر خط بزن

 

 این منم حوا

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Wed 23 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

جان دوباره ام بده

از امروز برنامه های تالار وحدت با اجرای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری مجید انتظامی و گروه دراب به مدت ۴ روز شروع شد..دو روز اول حتما باید کارت دعوت داشته باشید.

ولی از دوم به بعد فروش بلیط شروع میشه.در ادامه برنامه های تالار وحدت هم ارکستر آکادمیک تهران به رهبری "امین سالمی" به اجرای قطعات جدیدی می پردازه. 

 

 پی نگاشت:

آلبوم جدید محسن نامجو به نام "آخ" هفتم اکتبر به بازار می آد..از همین الان آماده دانلودش باشید.

(چیه؟؟؟ اینجوری نگاه نکنید! خوب وقتی اکسپرس و ویزا کارت نداریم چیکار کنیم؟)

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Tue 22 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

آسیب شناسی نظری حوادث بعد از انتخابات (بخوانید ژانگولر)

این اسم یه برنامه با تم تراژدی-کمدیه که بزودی از شبکه 2 جمهوری اسلامی پخش می شه.

اجراش هم که خیلی واضحه کی بر عهده داره.. این شما و این مجری مجرب ، محبوب و سوگولی حرمسرای احمدی نژاد.

مادمازل حیدری، که به خاطر وفاداری و نشون دادن  درجه بالای نون به نرخ روز خوریش ، به عنوان بازیکن فیکس اخبار ساعت 14:00 نیز انتخاب شده.

مهمانان و صاحب نظران مدعو به این برنامه هم کسانی هستن که به کنجاله مچاله شده سویا بیشتر شباهت دارن تا رهبر اپوزوسیون و هکذا...

 

پی کاریکاتور:

 

پی نگاشت:

همین الان از شبکه ۱ داره پخش میشه...دارم سبز میشم.

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Sun 20 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

Periodic Ice Ages

 تا امروز نظریه های مختلفی رو راجع به عصر یخبندان شنیده بودم.  اما امروز کاملترین نظریه رو از خودم در کردم.

امروز داشتم یکی از برنامه های دیسکاوری رو می دیدم که در مورد تغییر قطب های مغناطیسی زمین در هر چند هزار سال یکبار بود.

تحقیقات جدید نشون داده تو 150 سال اخیر شدت میدان مغناطیسی هسته زمین 10 تسلا (اگه اشتباه نکنم) کم شده.  علت این تغییر جهت ، بنا به تحقیقات ناسا که تو این عکس نشون داده شده  دوران هسته جامد درونی زمین هستش. این دوران موجب تغییر راستای محور هسته مرکزی و در نهایت تغییر قطبین میشه.

تو تصویر بالا اگر دقت کنید نقاطی که با تاریخ های ۱۹۰۰ و ۱۹۹۶ علامت گذاری شده روی یک عرض جغرافیایی واقع شده ولی در صورت ادامه این علامت گذاری ها خواهیم دید که مثل حرکت الکترون بدور هسته که اگر جاذبه هسته وجود نداشت ،بصورت گریز از مرکز از هسته فاصله می گرفت و قطر دایره مدار رفته رفته بیشتر میشد  (تو نجوم بهش میگن حرکت اسپیرال انتگرالی) ، اینجا هم رفته رفته محورهای فرضی هسته مرکزی که مشاهده میکنید انقدر به دوران ادامه میده تا در راستای استوا قرار میگیره و این یعنی صفر شدن شدت میدان مغناطیسی در راستای موازی با قطبهای جغرافیایی.

پس وقتی جهت میدان بخواد تغییر کنه باید یک روزی بالاخره از صفر عبور کنه. روزی که این میدان صفر بشه پرتوهای کیهانی که تا اون موقع به واسطه این میدان از کنار زمین عبور میکردن براحتی از استراتسفر عبور کرده و باعث تداخل تو رسیدن نور و گرمای خورشید به زمین می شن.

 البته داروین هم تو نظریه تکامل یه جاهایی به جهش ناگهانی رسیده که من فکر میکنم این انقطاع ها مربوط به تاثیر همین امواج روی ساختار DNA  باشه.

نتیجه (به قول دکتر اسفندیاری ، کانکوولووژن): ما یک عصر یخبندان نداشتیم بلکه با توجه به عمر زمین ، تعداد دفعات تغییر قطبین بسیار زیاد بوده، پس آیس ایج یک پدیده پریودیک و تکرار شونده ست.

این که نرخ این تغییر میدان یکنواخت هستش یا نه اصلا معلوم نیست.. پس هر لحظه ممکنه عصر یخبندان تکرار بشه.

چقذه به خودم چسبییییید.

 

׀ +׀ نویسنده: نیما ׀ تاریخ: Thu 10 Sep 2009 ׀ موضوع: ׀

این روزها

آورده اند سالیانی دور این شیخ در قریه ای ایام میگذرانیده..روزی مریدان وی را در حال ذکر " یا وبلاگ و یا وبلاگ و یا وبلاگ" یافته و او را گفتند : " یا شیخ این چه ذکر است؟" شیخ پاسخ براورد " آن ذکر است که گر آموختی ، محبوب خلق شوی"


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو خط خطی ها


آخرین خط خطی ها

· لنگه در
· وقتی که من دایی میشم دنیا برام رنگه دیگه ست
· آخی به جنس صدای نامجو
· روزهای با مغز خالی
· Ditt leende
· نه قرمز ، نه آبی ، سبزی قورمه سبزی
· هایپر استار یا کارفور فرانسه (امارات)؟
· مداد رنگی ها
· No quiero hermana ordinaria
· بچگیها



نشانی یاران

· موژان
· کوچه نادری
· زیتا
· فریبا دیندار
· حوا
· کیش و پات
· حسین ناژفر
· سلام سپیدی کاغذ; مریم
· دوچرخه
· مریم ; لحظه
· رعنا
· نوشین
· سمانه
· مجتبی ناطقی
· سیم سیمک
· مائده
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات





ترجمه قالب

نیما


Powered By
BLOGFA.COM